آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

فروشگاه ساز

میزبان بلاگ
خاطرات شهید

بند هفت، بند محكومين دو تا پنج سال بود. محكوميت عبداللّه قطعى شده بود.


پنج سال حبس برايش بريده بودند. ما بيست و نه نفر بوديم تو يك اتاق بيست


و چهارمترى. شب ها از ساعت نه كه خاموشى مى زدند، كسى حق بيرون


رفتن نداشت. عبداللّه يك دستمال داشت كه مى انداخت روى صورتش و رو به


ديوار مى خوابيد. زير همان دست مال دعا مى خواند و گريه مى كرد.


شهید عبدالله ميثمي


شادی روحشان صلوات

آنلاین : 2
بازدید امروز : 432
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته گذشته : 438
بازدید ماه گذشته : 7020
بازدید سال گذشته : 7020
کل بازدید : 17958
تعداد کل مطالب : 94
تعداد کل نظرات : 0
دانلود اهنگ جدید بالابر بلیط هواپیما گریتینگ بانک کتاب بلیط هواپیما
بستن تبلیغات [X]