آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
جوک
چن روزی بود که پسرک با آن ماشین مدل پایین خود مقابل درب خانه دخترک می ایستاد ولی پا پیش نمی گذاشت
دخترک هم کم کم به او علاقه مند شد
برای او عشق ، علاقه و محبت مهم تر از مادیات بود
برای او سوال بود که چرا همیشه تا درب خانه دخترک می آید ولی حرفش را به پدرم نمی زند
روزی مصمم شد و رفت تا حرف دل پسرک را گوش کند
درب را باز کـــرد و به او گفت : چرا شش ماه است که می آیی دم درب خانه ما ولی حرفی نمی زنی ؟ ؟ ؟
هدف تو از این کار چیست ؟ ؟ ؟
پسرک گفت : وای فای خونتون پســورد نداره . .
آنلاین : 1
بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 604
بازدید هفته گذشته : 16
بازدید ماه گذشته : 3598
بازدید سال گذشته : 84542
کل بازدید : 95480
تعداد کل مطالب : 94
تعداد کل نظرات : 0
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]