آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

فروشگاه ساز

میزبان بلاگ
مهندس


یه روز یه مهندس انگلیسی اومده بود برای سیستم

تهویه ای حرم آقا امام رضا(ع)

,که وقتی داشت داخل صحنا رو بازدید میکرد چشمش خورد به پنجره فولاد آقا,

رو کرد به مترجمش چرا انقدر اینجا شلوغ

و این دستمالها چیه که مردم به اون میبندن؟؟

گفت ما شیعه های ایران هر مشکلی داریم میایم اینجا و این دستمالا رو میبندیم تا

مشکلمون زودتر حل بشه. که دیدن مهندس

کرواتشو ازگردنش در آورد و بست به پنجره فولاد آقا.


چند قدمی از کنار پنجره دور نشده بودیم که تلفنش زنگ خورد مترجم میگه دیدم

مهندس حالش دگرگون شد نمی تونست حرف بزنه بعدازین که حالش بهتر شد گفتم

اتفاقی افتاده دستاش میلرزید گفت خانمم بود ما تو خونه یه دختر فلج داریم زنگ زده

میگه کجایی بهش گفتم چرا گفت یه شخصی اومده بود جلوی در گفت من رضا هستم

همسرتون منو فرستاده اومدم دخترتون ببینم

برای چند لحظه اومد اتاق بچه یه نگاهی بهش کرد یه دستی رو سرش کشیدو گفت به

آقاتون بگید مشکلش حل شد و رفت بعد ازین که برگشم اتاق بچه دیدم ایستاده رو

جفت پاهاش داره راه میره این آقا کی بود فرستادی وقتی رفتم جلوی در رفته بود ..

آنلاین : 2
بازدید امروز : 624
بازدید دیروز : 214
بازدید هفته گذشته : 2592
بازدید ماه گذشته : 9174
بازدید سال گذشته : 9174
کل بازدید : 20112
تعداد کل مطالب : 94
تعداد کل نظرات : 0
دانلود اهنگ جدید بالابر بلیط هواپیما گریتینگ بانک کتاب بلیط هواپیما
بستن تبلیغات [X]