آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
اشعار فروغ فرخزاد
با سلام خدمت کاربران عزيز امروز براي شما ابياتي از فروغ فرخزاد نوشتم اميدوارم خوشتون بياد نه اميدي که بر آن خوش دل کنمنه پيغامي نه پيک آشنائينه در چشمي نگاه فتنه سازينه آهنگ پر از موج صدائي لاي لاي، پسر کوچک منديده بربند،که شب آمده استديده بربند،که اين ديو سياهخون به کف،خنده به لب امده است عاقبت خط جاده پايان يافت من رسيده ز ره غبار آلودتشنه بر چشمه ره نبرد و دريغشهر من گور آرزويم بود امشب به قصه دل من گوش مي كني فردا مرا چو قصه فراموش مي كنی شمع ‚ اي شمع چه ميخندي ؟ به شب تيره خاموشم بخدا مُردم از اين حسرت که چرا نيست در آغوشم بخدا در دل و جانم نيست هيچ جز حسرت ديدارش سوختم از غم و کي باشد غم من مايه آزارش ديگر نکنم ز روي ناداني قرباني عشق او غرورم را شايد که چو بگذرم از او يابم آن گمشده شادي و سرورم رانسيم از من هزاران بوسه گرفتهزاران بوسه بخشديم به خورشيددر آن زندان که زندانبان تو بوديشبي بنيادم از يک بوسه لرزيد ***نظر يادتون نره ***
آنلاین : 1
بازدید امروز : 14
بازدید دیروز : 1014
بازدید هفته گذشته : 1648
بازدید ماه گذشته : 2214
بازدید سال گذشته : 61612
کل بازدید : 72550
تعداد کل مطالب : 94
تعداد کل نظرات : 0
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]